خانه  |  خدمات آماری  |  مشاوران آماری  |  ساعت‌های مشاوره درخواست خدمات اصول اخلاقی خبرنامه  |   وبلاگ  | ارتباط با ما همکاری
                         
    وبلاگ آماران                
      
تحلیل آماری و طبابت

تحلیل آماری و طبابت
علم آمار را از جهاتی می‌توان به علم پزشکی تشبیه کرد، در بسیاری از موارد افرادی که پزشک نیستند نسبت به درمان بیماری‌های ساده خود اقدام می‌نمایند. این امر هیچ ایراد حقوقی ندارد، اما این افراد اجازه طبابت برای دیگران را ندارند. ایشان در برخی موارد به دلیل نداشتن دانش و تخصص کافی در امر طبابت تجویز اشتباه برای خود انجام می‌دهند، مانند درد جناق سینه که ممکن است ناراحتی قلبی تصور شود ولی می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد و یا در بسیاری موارد افراد درد کلیه را با درد کمر اشتباه می‌گیرند.
در بسیاری از موارد برای انجام تحلیل‌های آماری ساده مورد نیاز پژوهش، ممکن است پژوهشگری که خود آمارشناس نیست راسا به انجام تحلیل‌های آماری اقدام کند. ولی نباید چنین خدمتی را به دیگران ارائه دهد، در عین اینکه حتی در تحلیل‌‌های آماری به ظاهر ساده در پژوهش خود، ممکن است به دلیل عدم اطلاع از آخرین دستاوردهای پژوهش علم آمار، تشخیص یا تحلیل نادرست انجام دهد.
باید توجه داشت که اقدام و انجام تحلیل آماری توسط غیرآمارشناسان به مراتب خطرناک‌تر از تجویز اشتباه فرد در درمان خود است، زیرا در صورتی که تجویز اشتباهی برای خود انجام دهد با استفاده از حالات جسمی و روحی خود متوجه اشتباه در تجویز خواهد شد ولی در صورت انجام تحلیل آماری نادرست قادر به تشخیص مشکلات ایجاد شده در تحلیل نخواهد بود و تشخیص این مشکلات توسط آمارشناسان میسر است.
نوشته شده در تاریخ 1392/07/16 توسط آماران

 

تفاوت بین همبستگی و رابطه علت و معلول: تعداد آتش‌نشان‌ها و خسارات در اثر آتش سوزی

تفاوت بین همبستگی و رابطه علت و معلولی: تعداد آتش‌نشان‌ها و خسارات در اثر آتش سوزی
بین دو متغیر ممکن است همبستگی وجود داشته باشد بدون اینکه آنها رابطه علت معلولی داشته باشند. در این‌گونه موارد ممکن است معلول متغیر سوم پنهانی باشند که با دو متغیر دیگر در ارتباط است، برای مثال تعداد آتش‌نشان‌ها و خسارات آتش‌سوزی‌ها با یکدیگر همبستگی دارند و هر دو معلول متغیر مرتبط اندازه آتش سوزی‌ها هستند؛ سایز کفش‌هایی که کودکان می‌پوشند و مهارت‌های ریاضی آنها (متغیر مرتبط: سن کودکان)؛ مصرف شیر و کاهش نرخ مرگ و میر در اثر سرطان (متغیر مرتبط: توسعه‌یافتگی کشورها)


_________________________________________________________
برگرفته از: Roberto Behar, Pere Grima & Lluís Marco-Almagro (2013): Twenty-Five Analogies for Explaining Statistical
Concepts, The American Statistician, 67:1, 44-48

نوشته شده در تاریخ 1392/03/17 توسط آماران

 

تفسیر انحراف استاندارد در زمینه توزیع نرمال: بازی بسکتبال بین زمینی‌ها و مریخی‌ها

تفسیر انحراف استاندارد در زمینه توزیع نرمال: بازی بسکتبال بین زمینی‌ها و مریخی‌ها
اگر قد مریخی‌ها از توزیع نرمال با میانگین 137 سانتیمتر و انحراف معیار 20 سانتیمتر پیروی کند و آنها در مقابل تیم زمینی‌ها بازی کنند، کدام تیم برنده خواهد بود؟ بازیکنان بسکتبال زمینی در حدود 200 سانتیمتر قد دارند، 4 برابر انحراف معیار از میانگین فاصله دارند. (فرض کنید که قد ما دارای توزیع نرمال با میانگین 170 سانتیمتر و انحراف معیار 7.5 سانتیمتر است). اگر مریخی‌ها هم از بین هم نوعان بلند قد خود انتخاب شوند (آنهایی که 4 برابر انحراف معیار از میانگین فاصله دارند)، بازیکنان آنها قدی در حدود 217 سانتیمتر خواهند داشت و به لطف این مزیت قد، آنها احتمالاً برنده خواهند بود. (اگر چه میانگین قد​​آنها کمتر است اما به این علت که انحراف معیار قد مریخی‌ها 20 سانتیمتر و انحراف معیار قد زمینی‌ها 7.5 سانتیمتر است در نتیجه میانگین قد بازیکنان بسکتبال آنها( افراد بلند قد مریخی) بلندتر از میانگین قد بازیکنان بسکتبال زمینی (افراد بلند قد زمینی) است)

_________________________________________________________
برگرفته از: Roberto Behar, Pere Grima & Lluís Marco-Almagro (2013): Twenty-Five Analogies for Explaining Statistical
Concepts, The American Statistician, 67:1, 44-48

نوشته شده در تاریخ 1392/03/11 توسط آماران

 

استفاده از میانگین به تنهایی می‌تواند منجر به سردرگمی‌های جدی گردد

استفاده از میانگین به تنهایی می‌تواند منجر به سردرگمی‌های جدی گردد
الف) اگر در حال گذشتن از رودخانه هستیم و به ما گفته شده که متوسط عمق رودخانه 90سانتیمتر است معنی‌اش این نیست که می‌توانیم آسوده خاطر باشیم. ممکن است که بخش بزرگی 45 سانتیمتر عمق داشته باشد در حالیکه قسمت‌های دیگر 3متر عمق داشته باشند، جایی که ممکن است غرق شویم.
ب) اگر فردی یک مرغ بخورد و دیگری چیزی نخورد، به طور متوسط هر فرد نیمی از یک مرغ را خورده است. زمانیکه درباره رتبه بندی کشورها با استفاده از درآمد سرانه صحبت می‌کنیم، درباره نصفه مرغی که هر فرد خورده صحبت کرده‌ایم‌ اما هنوز روشن نیست چه تعدادی فقیر هستند.
_________________________________________________________
برگرفته از: Roberto Behar, Pere Grima & Lluís Marco-Almagro (2013): Twenty-Five Analogies for Explaining Statistical
Concepts, The American Statistician, 67:1, 44-48

نوشته شده در تاریخ 1392/02/28 توسط آماران

 

اندازه نمونه در مقایسه با اندازه جامعه

اندازه نمونه در مقایسه با اندازه جامعه
زمانیکه در خانه تنها دو نفر هستیم، از یک قابلمه کوچک برای درست کردن سوپ استفاده می‌کنیم. برای مزه کردن نمک سوپ یک قاشق چای خوری کافی است. در برخی از روزهای آخر هفته که بیشتر از 12 نفر از اعضای خانواده دور هم جمع شده‌اند از قابلمه‌ای که 6 برابر بزرگ‌تر است استفاده می‌کنیم. آیا استفاده از قاشقی که 6 برابر بزرگ‌تر باشد برای مزه کردن غذا درست است؟ یقینا نه، اندازه قاشق (نمونه) به همان نسبت اندازه قابلمه (جامعه) افزایش پیدا نمی‌کند.
_________________________________________________________
برگرفته از: Roberto Behar, Pere Grima & Lluís Marco-Almagro (2013): Twenty-Five Analogies for Explaining Statistical
Concepts, The American Statistician, 67:1, 44-48

نوشته شده در تاریخ 1392/02/22 توسط آماران

 

داده‌های وابسته و مستقل

داده‌های وابسته و مستقل
در بسیاری از مواقع که یک کتاب آماری را مطالعه می‌کنید تفاوت‌هایی را در معانی اصطلاح «داده‌های مستقل» می‌بینید. در بسیاری از مدل‌ها فرض شده است که داده‌ها مستقل هستند. در برخی موارد نیز عبارت مخفف شده iid، به معنی مستقل و هم توزیع را مشاهده می‌کنید.
ممکن است که تفاوت بین مفهوم عبارات «داده‌های مستقل»، «متغیرهای مستقل» و «متغیرهای وابسته» گیج کننده باشد. این عبارت‌ها دارای مفاهیم کاملاً متفاوتی هستند.
وقتی می‌گوییم داده‌ها مستقل هستند به این معنا است که داده‌ها برای آزمودنی‌های مختلف به یکدیگر وابسته نیستند. وقتی می‌گوییم متغیرها مستقل‌اند منظور ما این است که یک متغیر به متغیرهای دیگر برای هر آزمودنی وابسته نیست.
برای مثال اگر بخواهیم وزن افراد بالغ را پیشگویی کنیم، ممکن است نمونه‌ای از افراد بالغ را انتخاب کرده و اطلاعاتی همچون قد، وزن، جنسیت، سن و موارد دیگری را برای آنها جمع آوری کنیم. وزن، یک متغیر وابسته است زیرا به متغیر‌های دیگری وابستگی دارد. افراد بلند قد سنگین‌تر هستند؛ مردان سنگین‌تر از زنان هستند و به همین ترتیب. اما در صورتی که وزن و دیگر متغیرهای مورد مطالعه برای یک فرد، وابسته به دیگر افراد نباشد داده‌ها مستقل هستند.
با این وجود گاهی اوقات داده‌ها وابسته هستند. به عنوان مثال اگر برخی از متغیرها را در یک گروه از دانش‌آموزان اندازه بگیریم، اما دانش‌آموزان را از یک کلاس خاص در یک مدرسه خاص انتخاب کنیم، دانش‌آموزان یک کلاس نسبت به دانش‌آموزان کلاس‌های دیگر بیشتر به یکدیگر شبیه هستند. برای نمونه اگر بخواهیم اثر بخشی روش تدریس را مورد بررسی قرار دهیم آنگاه مشکل خواهیم داشت، چرا که دانش‌آموزان یک کلاس خاص نه تنها با یک روش تدریس بلکه توسط یک معلم تعلیم می‌بینند. که این مسئله باعث می‌شود داده‌ها وابسته باشند. در صورتی که ما فقط یک دانش‌آموز را از هر کلاس در نظر بگیریم داده‌ها مستقل خواهند بود اما این امر می‌تواند یک راه بسیار ناکارآمد برای جمع‌آوری داده‌ها باشد.
مثال دیگر این است که هر دو عضو از یک زوج ازدواج کرده را در نظر بگیریم. اگر از زن و شوهر جداگانه بپرسیم چه مدت است که ازدواج کرده‌اند، پاسخ آنها به احتمال زیاد به یکدیگر وابسته خواهد بود (پاسخ آنها احتمالاً به طور دقیق یکسان نیست، اما پاسخ‌ها نزدیک خواهد بود). بنابراین، آنچه یک آزمودنی (مثلاً، زهرا، همسر احمد) می‌گوید به آنچه آزمودنی دیگر (احمد، شوهر زهرا) می‌گوید وابسته است: به عبارت دیگر باز هم داده‌ها وابسته هستند.
مثال دیگر زمانی است که یک فرد (یا یک آزمودنی) را بیشتر از یک بار می‌سنجیم. اگر برای گروهی از دانش‌آموزان نمره میان‌ترم و پایان ترم را در نظر بگیریم، نمره پایان ترم آنها احتمالاً وابسته به نمره میان‌ترم آنها خواهد بود. نه فقط به دلیل رابطه معمول بین نمرات میان ترم و پایان ترم، بلکه به این دلیل که این همان فرد است. این مورد، نوع معمول دیگری از داده‌های وابسته است. اگر فقط برای گروهی از دانش‌آموزان نمره میان‌ترم و برای دیگران نمره پایان ترم را در نظر بگیریم داده‌ها تا حدودی مستقل خواهند بود، اما اگر هدف بررسی رابطه میان نمرات میان ترم و پایان ترم باشد، این کار معقول نخواهد بود.
راه‌های مختلفی برای رفتار با داده‌های وابسته وجود دارد، اما ابتدا باید آنها را تشخیص دهید.
_________________________________________________________
برگرفته از:  http://www.statisticalanalysisconsulting.com/peter-floms-statistics-101-dependent-and-independent-data
نوشته شده در تاریخ 1392/02/07 توسط آماران

 

چگونه یک سوال آماری بپرسیم؟

برای گرفتن یک پاسخ خوب، باید یک سوال خوب بپرسید. پاسخگویی به یک سوال آماری بدون هیچ پیش زمینه‌ای شبیه بوکس با چشم‌های بسته است. ممکن است که حریف را با یک ضربه بیرون بیاندازید یا ممکن است دست خود را در اثر ضربه به پایه‌های رینگ بشکنید.
چگونه به یک سوال آماری خوب برسیم؟
1- به ما بگویید که سعی دارید چه مسئله‌ای را حل کنید. مسئله واقعی را بگویید نه جنبه‌های آماری آن را.
2- به ما بگویید که چه قدر ریاضیات و آمار می‌دانید. اگر فقط یک دوره آمار مقدماتی گذرانده‌اید، آنگاه معقول نیست که ما پاسخی شامل مخلوطی از تئوری مدل‌ها و جبر ماتریس‌ها به شما ارائه دهیم. از سوی دیگر، اگر چندین دوره را گذرانده‌اید یا تجربه زیادی دارید، آنگاه می‌توانیم فرض کنیم که برخی مفاهیم پایه‌ای را می‌دانید.
3- به ما بگویید چه داده‌هایی دارید، از کجا آمده‌اند، آیا داده گمشده دارید، چه تعداد متغیر دارید، چه متغیرهایی مستقل و چه متغیرهایی وابسته هستند (درصورت وجود) و هر چیز دیگری درباره داده‌ها که لازم است بدانیم. همچنین به ما بگویید (درصورت وجود) از چه نرم افزار آماری استفاده می‌کنید.
4- آیا در فکر گرفتن یک مشاوره هستید یا فقط می‌خواهید که در برخی جهات راهنمایی شوید؟
5- در این صورت، و فقط در این صورت به ما بگویید که چه کار کرده‌اید و از چه چیزی راضی نیستید.

_________________________________________________________
برگرفته از:  http://www.statisticalanalysisconsulting.com/how-to-ask-a-statistics-question
نوشته شده در تاریخ 1392/02/03 توسط آماران


چگونه یک کتاب آماری بخوانیم؟

ممکن است به دلیل گذراندن یک دوره آماری، و یا به منظور انجام پژوهش، نیاز به اطلاعاتی درباره مباحث آماری داشته و مطالعه یک کتاب آماری را شروع کرده باشید. کتاب آماری که در حال مطالعه آن هستید، یک کتاب با جلد رنگی و تیتری شبیه «آمار به زبان ساده برای آنهایی که آمار را دوست ندارند: نسخه کارتونی» نیست. نه، این یک کتاب بدون ستون‌های فرعی و موارد طنز است. این کتاب با فرمول آغاز می‌شود و بیشتر شما فرمول را دوست ندارید.

کتاب آماری یک رمان نیست
درسته! شما موارد ذکر شده در بالا را می‌دانستید. شما یک داستان را برای سرگرمی می‌خوانید، اما یک کتاب آماری شبیه یکی از آن دسته داستان‌هایی که به کلاس‌های ادبیات اختصاص داده شده نیست. اما به این بدی هم نیست. اگر شما در کلاس درس هستید، احتمالا یک کتاب آمار برای مطالعه در طول ترم دارید، در حالی که احتمالا در کلاس ادبیات، از شما می‌خواهند که کتاب‌های مختلفی را بخوانید. اما این تنها یک نکته از بین نکات من است.

نکته اول: کتاب آمار را به آرامی بخوانید
اگر شما در حال مطالعه مباحث آماری هستید، احتمالا یا دانشجو بوده و یا در حال حاضر فارغ‌التحصیل شده‌اید. احتمالا زمان زیادی را صرف مطالعه می‌کنید و ممکن است خیلی سریع مطالعه کنید . احتمالا می‌توانید به خوبی یک متن را بصورت اجمالی مطالعه کنید. به احتمال زیاد زمانی که چیزی می‌خوانید، با صدای بلند آن را تکرار نمی‌کنید. حالا آن عادت‌های خوب را کنار بگذارید. به آرامی مطالعه کنید. وقتی که من یک کتاب آماری را با یک موضوع جدید می‌خوانم، مدت زمان زیادی را برای خواندن یک صفحه صرف می‌کنم. حتی گاهی برای خواندن یک جمله و یا حتی یک فرمول زمان بسیاری صرف می‌شود. یک فرمول اطلاعات زیادی را در یک فضای کوچک ارایه می‌کند. اما همچنان تمام مطالب خوانده شده به خوبی درک نشده. گاهی اوقات من عمدا کلمات را با دهان بیان می‌کنم، فقط به این منظور که سرعت مطالعه خودم را کم کنم.

نکته دوم: از کتاب آمارتان یادداشت بردارید
اگر کتاب متعلق به شما است در خود آن یادداشت کنید. آنچه که من دوست دارم انجامش بدهم این است که، در جلد رویی و صفحه کنار آن بصورت خلاصه معنای هر اصطلاح یا نماد جدید را می‌نویسم . این آسان‌تر از استفاده از یک لغتنامه آماری است. در حاشیه متن نیز، خلاصه آنچه را خواندم می‌نویسم.

نکته سوم: سعی کنید تمرین‌ها را حل کنید.
اگر شما در یک کلاس هستید، در کتاب آمار شما تمرین‌های بسیاری وجود دارد و بدیهی است که شما تصمیم دارید آنها را انجام دهید. آیا شما ایده خوبی برای حل مساله دارید؟ یا شما در حل تمرین‌ها ناموفق بوده‌اید؟ اغلب نویسندگان سعی می‌کنند که تمرینات متناسب با مطالب کتاب باشند. ولی گاهی از اوقات در کتاب‌های پیشرفته‌تر و نظری‌تر، تمرین‌ها برای گسترش ایده‌های مطرح نشده در متن کتاب مورد استفاده قرار می‌گیرند.

نکته چهارم: کتاب آماری را دوباره بخوانید
بعد از خواندن یک فصل یا یک بخش، کتاب را کنار بگذارید و بعد از چند ساعت و یا یک روز برگردید و دوباره آن را بخوانید. آنگاه همه چیز احتمالا سریع‌تر خواهد بود. دوباره به تمرین‌ها نگاه کنید. درصورت نیاز فصل‌های قبلی را بازخوانی کنید؛ حالا باید سریع‌تر باشید.

نکته پنجم: در یک گروه بخوانید
اگر شما در یک کلاس هستید افراد دیگری که این کتاب را می‌خوانند پیدا کنید و از یکدیگر پرسش‌هایی در مورد کتاب بپرسید یا آنچه را در آن ایراد دارید به اشتراک بگذارید.

نکته ششم: مباحث آماری خوانده شده را برای دیگران توضیح دهید
توضیح مطالب خوانده شده به زبان ساده برای دیگران باعث درک بهتر مطالب شده و سوالات جدیدی برای شما ایجاد می‌کند. حل این سوالات به فهم عمیق‌تر مطلب بسیار کمک می‌کند.

_________________________________________________________
برگرفته از:  http://www.statisticalanalysisconsulting.com/peter-floms-statistics-101-how-to-read-a-statistics-book
نوشته شده در تاریخ 1391/12/15 توسط آماران


 
     
                         
تهران- ولنجک- دانشگاه شهید بهشتی- مرکز رشد واحدهای فناوری و کارآفرینی              تلفن: 09381057023              request@amaran.ir